مترسک

زندگی را بسازیم نه اینکه با زندگی بسازیم

شعر

 

اینم یه شعر قشنگ
ولی برخلاف شعر قبلی که دوسش نداشتم
اینو خیلی دوست دارم
دیروز کتاب سه گانه های فاضل نظری رو
یکی برام از انقلاب خریده بود
و من حیفم اومد این شعر و تو وبلاگم نذارم

 

گریه های امپراتور

ادم خلیفه ی تنهای خدا
روی زمین است
امپراتوری که گاهی باید برگردد به
اخرین سلاحش
...وسلاح او گریه است

اینم یه شعر

توان گفتن ان راز جاودانی نیست
تصوری هم از ان باغ ارغوانی نیست
پر از هراس و امیدم که هیچ حادثه ای
شبیه امدن عشق ناگهانی نیست
زدست عشق به جز خیر برنمی اید
مگر نه پاسخ دشنام مهربانی نیست
درخت ها به من اموختند فاصله ای
میان عشق زمینی و اسمانی نیست
به روی اینه ی پر غبار من بنویس
بدون عشق جهان جای زندگانی نیست

نیکی


+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 12:54  توسط یاسی و نیکی  |